۱۸ مهر ۱۳۹۴
|
دختر شینا در کرمان
دختر شینا در کرمان
خبرگزاری شبستان: در راستای برگزاری مسابقه سراسری کتابخوانی «دختر شینا» صدها پوستر از فراخوان این مسابقه در میان کانون های فرهنگی هنری مساجد استان کرمان توزیع شد.
ه گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از کرمان، صدها پوستر از فراخوان مسابقه کتاب «دختر شینا» که به عنوان سومین اثر حاضر در مسابقه بزرگ کتاب خوانی «کتاب و زندگی» انتخاب شده است در میان کانون های فرهنگی هنری مساجد استان کرمان توزیع شد. علاقمندان برای شرکت در این مسابقه و تهیه کتاب موردنظر می‌توانند با ارسال عدد 3 به سامانه پیامکی 100016 و یا مراجعه به فروشگاه‌های عرضه محصولات فرهنگی و کتاب در سراسر کشور و نیز مراجعه به آدرس اینترنتی ketabzendegi.ir را برای تهیه کتاب این مسابقه اقدام کنند. همچنین برای خرید نسخه الکترونیک فایل کتاب را از درگاه اینترنتی khatkhan.com قابل دریافت است؛ مهلت شرکت در این مسابقه 30 آذر ماه 94 است. مسابقه «کتاب و زندگی» از سوی مجمع ناشران انقلاب اسلامی و با همکاری جبهه فرهنگی انقلاب به منظور انس بیشتر مردم با کتاب برگزار می‌شود. دوره نخست این مسابقه با کتاب «من زنده‌ام»، نوشته معصومه آباد، و دوره دوم با محوریت کتاب «خانواده» از انتشارات صهبا برگزار شد. کتاب دختر شینا خاطرات زندگی قدم خیر محمدی کنعان، همسر سردار شهید حاج ستار ابراهیمی هژیر به قلم بهناز ضرابی زاده است. دختری که طوری بار نیامده بود که اهل کار در خانه و به قولی زن زندگی باشد. اهل رفت و روب منزل باشد. که آشپزی کند و رخت بشوید و غذا بپزد. دختری که عزیز دردانه پدر و مادرش بود. کسی که تمام دختران روستایشان آرزو داشتند جای او دختر شینا و حاج آقا بودند. دختری که خود را خوشبخت ترین دختربچه دنیا می دانست. دختر شینا روایت زندگی دخترکی ست که پدر و مادرش به خاطر حفظ حریم حیا او را راهی کلاس های مختلط مدرسه در آن سال ها نکردند. دختری که چون مدرسه نرفت، بی سواد بود، اما باور و ایمانش با ثبات بود. زنی که روزهای مجردی، اتاق زندگی اش را با چفیه و پلاک و سربند و قمقمه و فشنگ و تور استتار تزئین نکرده بود. کسی که شب ها خواب خمپاره و تانک و خط مقدم و عملیات را نمی دید. کسی که نه فکر و ذکرش جهاد و شهادت بود و نه آرزویش. شاید تا آن موقع نه دعای عهدی خواند بود و نه عاشورایی. اما روزگار او را طوری بار آورد که صبر و ایستادگی اش در روزهای جنگ او را لایق مقام شهادت کرد. زنی که می دانست ایثار او شوهر داری اوست و جهادش بچه داری اش، نه جنگیدن در جبهه و رزمیدن در پشت جبهه ها. زنی که در عین آگاهی مسئولیت زندگی با کسی را پذیرفت که می دانست زندگی اش سیر متفاوت و چه بسا سخت تری نسبت به زندگی های دیگر خواهد داشت. دختر تازه عروسی که تمام آرزویش چند روز بیشتر ماندن و دیدن همسری بود که در همان ایام دلداده امام شده بود و با خود عهد سربازی برای امام و انقلاب را بسته بود. زنی که آنقدر خودخواه نبود که با گلایه ها و شکوه هایش کام مردش را تلخ کند. زنی که بودنش برای شوهرش چون نیرویی بود که او را برای پرواز تشویق می کرد، نه اینکه غل و زنجیر دست پایش شود. زنی که بد قولی های شوهرش در نبودن ها و نیامدن ها و نماندن ها را در روزهای حساس زندگی اش، به عشق خوش‌قولی شوهرش به امام تحمل کرد. دختر شینا روایت زندگی سخت و شیرین دختری ست که قرار نبود به این زودی ها او را شوهر بدهند؛ اما در حوالی بیست سالگی و در غیاب شوهر، همراه پنج بچه قد و نیم قد بار سنگین زندگی جنگ زده را روی دوش نحیف و دست های ظریفش تحمل کرده است. دخترک معصومی که دست های کوچک و نحیفش برای برداشتن دبه های بیست لیتری نفت ساخته نشده بود، اما دست سرنوشت دست های او را روز بروز زبر تر کرد. زنی تنها که در هجوم مشکلات و سختی ها صورتش را با سیلی سرخ کرده بود. زنی که در نداری ها دم نزد و در وقت دارایی مغرور نشد. دختر شینا روایت زندگی یکی از آن هزاران زن صبوری است که حالا نسل شان در حال انقراض است. باید روایت زندگی دختر شینا ها را برای دختران امروز گفت تا ریشه درخت کهنسال و مهربان مادری نخشکد. دختر شینا روایت پایان خوش زنی است که چون خیالش از عهد پیمان مردم با ولی فقیه و ادامه حیات انقلاب راحت شد، فردای نهم دی سرش را گذاشت بر بستر و هفت روز بعد پر کشید.